احکام بانوان

حيض  رحم زن در هر 28 روز پيوسته در حال فعاليت براى بارورى است .
اگر آبستنى صورت نگيرد دور سازندگى با آغاز خونريزى پايان مييابد.
در اين دوره بانوان از نظر طهارت و عبادت و آميزش جنسى وظائفى دارند كه بايد مراعات كنند.
(مسأ له 2011 ) در مبحث استحاضه و حيض و نفاس هر جا گفته شود وظيفه زن احتياط است منظور اين است كه هم عبادات خود را به جا آورد و هم كارهائى را كه بر حائض حرام است ترك كند, ولى چون بعضى از فقها(1) عبادت حائض را ذاتا حرام ميدانند, بنابراين در مواردى كه ديگران به جمع بين تروك حائض و اعمال مستحاضه فتوا ميدهند احتياط كامل ممكن نيست .
(مسأ له 2012) خون حيض در بيشتر اوقات , غليظ و گرم و رنگ آن سرخ ياسرخ مايل به سياه است و با فشار و كمى سوزش بيرون ميآيد.
(مسأ له 2013) زنان قرشى (2) (كه زنان سيد يك صنف از آنها هستند) و غيرقرشى هر دو بعد از تمام شدن پنجاه سال قمرى تا شصت سالگى اگر درروزهاى عادت خود خون ببينند يا خونى كه ميبينند نشانه هاى حيض داشته باشد بايد احتياط كنند يعنى هم وظائف مستحاضه را انجام دهند و هم كارهائى را كه حائض بايد ترك كند, ترك نمايند و بعد از شصت سالگى يائسه ميشوند.
(مسأ له 2014) خونى كه دختر پيش از تمام شدن نه سال و زن بعد از يائسه شدن ميبيند حيض نيست .
(مسأ له 2015) زنى كه بچه شير ميدهد و زن حامله ممكن است حيض شوند.
فرق حامله با زنان ديگر در اين است كه اگر بعد از گذشتن بيست روز از اول عادتش خونى با نشانه هاى حيض ببيند, لازم است بنابر احتياط, احتياط كنديعنى وظائف حائض و مستحاضه را مراعات كند.
(مسأ له 2016) زنى كه شك دارد يائسه شده , اگر خونى ببيند و نداند حيض است يا نه , بايد بنا بگذارد كه يائسه نشده است .
(مسأ له 2017) مدت حيض كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نميشود و اگرمختصرى هم از سه روز كمتر باشد, حيض نيست .
البته در زن باردار اگر كمتراز سه روز شد, بايد احتياط كند (مسأ له 2018) بايد سه روز اول حيض پشت سر هم باشد, و اگر در ضمن ده روز, سه روز يا بيشتر خون ببيند ولى سه روز آن پشت سر هم نباشد, بايد درتمام روزهائى كه خون ديده و يا در وسط پاك است , احتياط كند.
(مسأ له 2019) لازم نيست در تمام سه روز خون بيرون بيايد بلكه اگر در داخل خون باشد كافى است به شرط آنكه از اول مقدارى خون بيرون آمده باشد واگر اصلا خون بيرون نيامده باشد احتياط آنست كه عبادتهايش را بجا آورد وكارهائى را كه بر حائض حرام است , ترك كند.
همچنين است اگر در بين سه روز مدت بسيار كمى پاك شود.
(مسأ له 2020) لازم است سه شبانه روز كامل خون ببيند تا حائض محسوب شود و اگر از اذان صبح روز اول تا غروب روز سوم پيوسته خون جريان داشته باشد و بعد قطع شود, بايد احتياط كند.
(مسأ له 2021) اگر سه روز پشت سر هم خون ببيند و پاك شود, چنانچه دوباره خون ببيند, به طورى كه محكوم به حيض باشد و روزهايى كه خون ديده و دروسط پاك بوده روى هم از ده روز بيشتر نشود, روزهائى كه در وسط پاك بوده بايد احتياط كند و روزهائى كه خون ديده حيض است .
(مسأ له 2022) اگر خونى ببيند كه از سه روز بيشتر و از ده روز كمتر باشد ونداند كه خون حيض است يا خون زخم و جراحت , بايد احتياط كند يعنى كارهايى را كه بر حائض حرام است ترك كند و عبادتهايش را بجا آورد.
(مسأ له 2023) اگر خونى ببيند و شك كند كه حيض است يا نفاس , به احكام حيض و نفاس عمل كند و غسل را به قصد ((آنچه بر عهده اوست )) بجا آورد.
(مسأ له 2024) اگر خونى ببيند كه نداند خون حيض است يا بكارت , بايد بامقدارى پنبه خود را وارسى كند.
پس اگر اطراف آن آلوده باشد, خون بكارت است و اگر به همه آن رسيده , خون حيض است .
(مسأ له 2025) اگر كمتر از سه روز خون ببيند و پاك شود و بعد از سه روزخون ببيند و تا سه روز پى در پى جريان داشته باشدو مجموع خون اول وخون دوم و روزهاى وسط ده روز بيشتر نشود, در زمان خون اول و روزهاى پاك وسط, احكام استحاضه و حيض را مراعات كند و در زمان خون دوم به احكام حائض عمل كند.
و اگر بيشتراز ده روز شد, بعد از روز دهم از خون اول تا روز دهم خون دوم احكام حيض و استحاضه را مراعات كند.
(مسأ له 2026) زنى كه با استعمال دارو از عادت ماهانه خود جلوگيرى كرده است , چنانچه در ايام عادت يا غير آن , خونى ببيند و شك كند كه حيض است يا نه , در صورتى كه صفات حيض را دارا نبوده و از سه روز كمتر باشد, حيض نيست .
احكام حائض  (مسأ له 2027 ) چند چيز بر حائض حرام است : اول : عبادتهايى كه مانند نماز بايد با وضو يا غسل يا تيمم به جا آورده شود,ولى به جا آوردن عبادتهايى كه وضو و غسل و تيمم براى آنها لازم نيست ,مانند نماز ميت , مانعى ندارد.
دوم : تمام چيزهايى كه بر جنب حرام است و در احكام جنابت گفته شد.
سوم : آميزش جنسى از جلو, كه هم براى مرد حرام است و هم براى زن اگر به مقدار ختنه گاه داخل شود, اگر چه منى هم بيرون نيايد, بلكه بنابر احتياطمقدار كمتر از ختنه گاه را هم داخل نكند و بنابر احتياط آميزش از پشت نيزحرام است چه زن حائض باشد و چه نباشد.
(مسأ له 2028) آميزش كردن در روزهائى كه حيض زن قطعى نيست ولى شرعا محكوم به حيض است , جايز نيست .
پس زنى كه بايد به دستورى كه بعدا گفته ميشود روزهاى عادت خويشان خود را حيض قرار دهد, شوهرش نميتواند در آن روزها با او نزديكى كند.
(مسأ له 2029 ) اگر شماره روزهاى حيض زن به سه قسمت تقسيم شود و مرددر قسمت اول با زن خود از جلو آميزش كند, بنابر احتياط بايد يك دينار(حدود 22 نخود طلاى سكه دار (3)) و اگر در قسمت دوم آميزش كند, نيم دينار (حدود 11 نخود) و اگر در قسمت سوم آميزش كند, ربع دينار (حدود5/5 نخود) به فقير بدهد.
مثلا زنى كه شش روز خون حيض ميبيند, اگرشوهرش در شب يا روز اول و دوم با او آميزش كند بايد يك دينار شرعى و در شب يا روز سوم و چهارم نيم دينار و در شب يا روز پنجم و ششم بايد ربع دينار بدهد.
و بنابر احتياط اگر از پشت هم آميزش كند حكم همين است .
(مسأ له 2030) اگر طلاى سكه دار ممكن نباشد, بايد مصالحه كند (بر اساس طلاى بدون سكه و پول طلاى سكه دار) و اگر قيمت طلا در وقتى كه آميزش كرده است با وقتى كه ميخواهد به فقير بدهد فرق كرده است بايد قيمت وقتى را كه ميخواهد به فقير بدهد حساب كند.
(مسأ له 2031 ) اگر كسى هم در قسمت اول و هم در قسمت دوم و هم درقسمت سوم حيض , با زن خود آميزش كند, بنابر احتياط بايد هر سه كفاره را(كه روى هم سى و هشت نخود و نيم ميشود) بدهد.
(مسأ له 2032) اگر انسان بعد از آن كه در حال حيض آميزش كرده و كفاره آن راداده , دوباره آميزش كند, باز هم بايد كفاره بدهد.
(مسأ له 2033) اگر با زن حائض چند مرتبه آميزش كند و در بين آنها كفاره ندهد, بنابر احتياط براى هر آميزش يك كفاره بدهد.
(مسأ له 2034) اگر مرد در حال آميزش بفهمد زن حائض شده , بايد فورا از اوجدا شود و اگر نشود, بنابر احتياط بايد كفاره بدهد.
(مسأ له 2035) اگر با زن حائض زنا كند يا با حائض نامحرمى به گمان اينكه همسر اوست آميزش نمايد, بايد كفاره بدهد.
(مسأ له 2036) كسى كه نميتواند كفاره بدهد, بنابر احتياط بايد به اندازه سيرشدن يك فقير گرسنه صدقه بدهد و نيز استغفار كند, و هر وقت توانست , بنابراحتياط بايد كفاره بدهد.
(مسأ له 2037) طلاق دادن زن در حال حيض , باطل است .


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : shia110
تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394
استراحت مذاکره‌کنندگان ایرانی در وین (عکس)

تیم مذاکره کننده ایران از اوایل تیرماه برای دستیابی به توافق احتمالی در هتل کوبورگ وین به سر می‌برد.

به گزارش تسنیم، توافق موقت ژنو (برنامه جامع مشترک) که در 30 ژوئن (9 تیر) به پایان می‌رسید تا 10  جولای (19 تیر) تمدید شده است تا فرصت بیشتری برای ادامه مذاکرات هسته‌ای بین ایران و گروه 1+5 پدید آید.

هتل تاریخی پله کوبورگ محل مذاکرات است و تسنیم تصاویری از محل استراحت تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی ایران در این هتل ارائه می‌کند.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : shia110
تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394
طرح داعش براي ترور ملا «باسم کربلايي

به گزارش شیعه آنلاین، حدود ده روز از انفجار تروريستي داعش در يکي از مساجد کويت ميگذرد اما همچنان جامعه کويت در شوک آن بسر ميبرند. 

وب سایت الوعي نيوز خبر خود درباره ترور مداح سرشناس اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، ملا «باسم کربلايي» را با عبارت فوق آغاز کرد.

در ادامه این خبر آمده: بدون شک اين آخرين علميات تروريستي گروهک داعش در کشورهاي خليج از جمله کويت نخواهد بود.

کما اينکه کارشناسان مختلف سياسي جهان عرب معتقدند که ال سعود در به وجود آمدن داعش نقش داشته تا از طريق اين گروهک تروريستي به اهداف سياسي و نظامي خود در متطقه دست يابد اما اکنون و بعد از گذشت حدود سه سال از تشکيل داعش, اکنون اين گروهک دامن سعودي و ديگر کشورهاي خليج را گرفته است.

اثبات اين مدعا, انفجار مسجد شيعيان در شرق سعودي و کويت بوده و همچنين تهديد به انفجار مسجد شيعيان در بحرين.

در همين حال شنيده شده داعش قصد دارد علاوه بر مساجد, شخصيت هاي شيعي را نيز مورد هدف قرار دهد.

در همين حال برخي صفحات وابسته به داعش در فيسبوک و تويتر, هدف بعدي داعش را ترور باسم کربلايي, مداح شيعي معروف عنوان کرده اند.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : shia110
تاریخ : پنج‌شنبه 18 تیر 1394
واکنش به «یک ایرانی را تهدید نکنید

در 24 ساعت گذشته رسانه‌ها به نقل از منابع آگاه خود چه اروپایی‌ها، چه روس‌ها و چه آمریکایی‌ها از بگو مگوها و فریادهایی صحبت کرده‌اند که در جلسه دوشنبه شب گذشته ایران و 1+5 میان ظریف و وزیران خارجه طرف مقابل و نیز موگرینی صورت گرفته است.

ظریف در واکنش به تهدید فدریکا موگرینی در نشست که در مقابل مخالفت ایران با برداشته نشدن تحریم‌های تسلیحاتی گفت: «پس برویم خانه‌هایمان.» می‌گوید: «هیچ وقت یک ایرانی را تهدید نکنید!» که در این لحظه سرگئی لاوروف نیز با اشاره دست می‌گوید، «و یک روس را


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : shia110
تاریخ : پنج‌شنبه 18 تیر 1394
عد از انتشار خبر فریاد محکم ظریف در دفاع از غیرت ایرانیان حالا عکس لحظه فریاد وزیر خارجه کشورمان دست

کاترین رای سخنگوی خانم موگرینی در صفحه شخصی خود عکسی از گفتگو تند دکتر ظریف با موگرینی منتشر کرده و در این باره گفت: روابط صادقانه بر اساس احترام متقابل است. گفتنی است این عکس مربوط به لحظه ای است که دکتر ظریف با صدای بلند فریاد می زند: هیچ گاه یک ایرانی را تهدید نکنید.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : shia110
تاریخ : پنج‌شنبه 18 تیر 1394
ساده زیستی در اسلام به قلم سید امیر قزوینی

یکی از موضوعاتی که در زندگی فردی و اجتماعی و مادی و معنوی انسان تأثیر بسزایی دارد، ساده زیستی و قناعت است که متأسفانه کمتر به آن توجه شده است، در حالی که از نظر فرهنگ دینی، یکی از ارزش های متعالی به حساب می آید.

ساده زیستی، پاسخ انسان های دانا به زندگی ناپایدار دنیاست که در پرتو آن، آرامش درون و برون حاصل می شود. بنابر این، ساده زیستی با نوع شناخت انسان و نگرش او به زندگی دنیا مرتبط است.

در عصر حاضر، دو نگاه افراطی و تفریطی به بهره مندی از مواهب الهی و مادیات دیده می شود. عده ای در مادیات دنیا غوطه ور شده و اسیر زرق و برق و تجملات آن گردیده اند و برخی مانند راهبان مسیحی و صوفیان مزوّر، تارک دنیا شده و از جهان ماده یا به کلی بی خبرند و یا می خواهند با زندگی زاهدانه، افکار مردم را به خود جلب کنند.

رشد فزاینده عوامل قدرت و ثروت و ترویج مصرف گرایی در عصر حاضر، خطر روی آوردن به زندگی تجملاتی و فرو رفتن در مرداب دنیا را افزایش داده است.

وضعیت فوق و آثار زیان بار زندگی تجملاتی می طلبد که ویژگی های ساده زیستی و آثار مثبت آن را بررسی کنیم تا از خطرات دل بستگی تام و تمام به مواهب دنیوی و تجمل گرایی در امان بمانیم.

ساده زیستی مورد نظر اسلام عبارت است از: عدم دل بستگی به مظاهر دنیا و رهایی از تجملات و تشریفات زایدِ زندگی و بی پیرایه بودن که مقابل آن، تجمل گرایی و رفاه زدگی است.

ساده زیستی و زهد

ساده زیستی با مفهوم زهد و بی رغبتی، ارتباط تنگاتنگی دارد. استاد مطهری می گوید: «زهد، حالتی است روحی و زاهد از آن نظر که دل بستگی های معنوی و اخروی دارد، به مظاهر مادی زندگی بی اعتناست. این بی اعتنایی و بی توجهی تنها در فکر و اندیشه و احساس قلبی نیست و در مرحله ضمیر پایان نمی یابد. زاهد در زندگی عملی خویش، سادگی و قناعت را پیشه خود می سازد و از تنعّم تجمل و لذت گرایی پرهیز می نماید. زُهّاد جهان آنها هستند که به حداقل تمتع و بهره گیری از مادیات اکتفا کرده اند.»(1)

با این توصیف، مفهوم زهد دو مرحله قلبی و عملی دارد: مرحله قلبی آن، عدم دل بستگی به دنیا، و مرحله عملی آن، اکتفا کردن به حداقل ابزارهای زندگی و ساده زیستی است. پس می توان گفت: ساده زیستی راستین راه را برای تحصیل زهد حقیقی همواره می سازد؛ چنان که در روایتی از امام علی (ع) آمده است: «التّزهّد یؤدّی الی الزهد؛(2) واداشتن خود به زهد و ساده زیستی، منتهی به حالت درونی زهد می گردد». در جای دیگر می فرماید: «اول الزاهد التّزهّد؛(3) نخستین گام زهد، تزهّد (ساده زیستی) است.»

در یک جمله می توان گفت: زهد، مربوط به گرایش باطنی و قلبی انسان به دنیاست و ساده زیستی، ناظر به زندگی فردی و اجتماعی افراد است و نمی توان بدون روحیه ساده زیستی، به زهد رسید. تجمل گرایی، حاکی از دل بستگی به دنیاست که با زهد در تضاد است.

ساده زیستیِ صوفیانه

ساده زیستی مورد نظر اسلام، ساده زیستی عزت مند و راستین است که برداشت های ناصحیح صوفی گری با آن تطبیق نمی کند. متأسفانه در همه زمان ها، زاهد نماهای صوفی مسلک بوده و هستند که به دلیل عدم شناخت کامل از آموزه های دینی، نعمت ها را بر خود حرام کرده و لباس پشمینه پوشیده و برای خود ظاهری ژولیده، بی نزاکت و ژنده پوش و خشم آلود درست کرده اند.

امامان معصوم (علیهم السلام) همواره در برابر افکار انحرافی این گروه ایستادگی می کردند و با آنها در عمل و گفتار مخالفت می نمودند و روش آنان را انحرافی و باطل می دانستند. امام صادق (ع) در مورد این افراد می فرماید: آنها دشمنان ما هستند. کسی که به آنها مایل گردد، جزء آنان است و با آنها محشور می شود.(4)

ساده زیستیِ مزوّرانه

ممکن است بعضی افراد از ساده زیستی سوء استفاده کنند و با نیرنگ و فریب، مردم را به گمراهی بکشانند و از این طریق به مقاصد خویش برسند.

سعدی در این باره داستانی نقل کرده است: زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند، کمتر از آن خورد که ارادتِ او بود و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد که عادتِ او بود، تا ظنّ صلاح در حق او زیادت شود... چون به مقام خویش باز آمد، سفره خواست تا تناولی کند. پسری داشت صاحب فراست، گفت: ای پدر، باری به دعوت سلطان طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید. گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.(5)

ساده زیستی و آراستگی

شاید بعضی تصور کنند ساده زیستی با آراستگیِ ظاهری، منافات دارد، در حالی که بین این دو هیچ گونه تضادی وجود ندارد. می توان هم ساده بود و هم آراسته. اسلام بر لزوم آراستگی مسلمانان تأکید کرده است. قرآن مجید می فرماید: «یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد؛(6) ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشید». این جمله می تواند شامل پوشیدن لباس های مرتب و پاکیزه، شانه زدن موها، به کار بردن عطر و مانند آن باشد. ضمن آن که شامل زینت های معنوی مانند: ملکات اخلاقی و پاکی نیت و اخلاص نیز می گردد.(7)

پیامبر اکرم (ص) می فرماید: خدای تعالی دوست دارد وقتی بنده اش نزد برادران خود می رود، با ظاهری آراسته رو به رو شود.(8) آن حضرت از مردی که موهای ژولیده و لباسی کثیف داشت، انتقاد کرد و فرمود: بهره بردن از نعمت های الهی و نمایاندن نعمت، جزء دین است.(9)

پیامبر اکرم (ص) در عین سادگی و دوری از تجملات دنیوی، پاک و پاکیزه و خوش بو و معطّر بود؛ چنان که وقتی از مسیری می گذشت، رهگذرانی که پس از وی از آن جا می گذشتند، از بوی خوش آن حضرت می فهمیدند که پیامبر از آن جا عبور کرده است.(10) امام خمینی (ره) که الگوی ساده زیستی در عصر حاضر بود، به ظاهر خویش و تمیزی و زیبایی لباس بها می داد و همواره از عطر استفاده می کرد.

جای گاه ساده زیستی در اسلام

از نظر اسلام، ساده زیستی، یک ارزش معنوی است. پیشوایان دین، ساده زیستی و قناعت را ارزشی والا می دانستند و افراد ساده زیست را می ستودند. امیرمؤمنان علی (ع) در مورد «صعصعة بن صوحان» می فرماید: «انک ما علمتُ حَسَنُ المعونة خفیف المؤونة؛(11) همانا تو تا آن جا که دانسته ام، یاوری نیکو و کم هزینه ای.»

هم چنین آن حضرت در توصیف «زید بن صوحان» که در جنگ جمل به شهادت رسید، فرمود: خداوند تو را رحمت کند ای زید که به راستی کم هزینه و پر کار بودی.(12)

امام علی (ع) از میان همه کمالات «صعصعه» و «زید» به این ویژگی مهم آنان (کم هزینه و پر کار بودن) اشاره می کند تا جای گاه ارزشی ساده زیستی برای همگان مشخص گردد.

در اهمیت این مقوله ارزش مند همین بس که همه پیامبران الهی از آدم تا خاتم، به آن متّصف بوده اند.

ساده زیستی در سیره پیامبران

سادگی و بی پیرایگیِ فرستادگان الهی، به عنوان اصلی اصیل، جلوه ای خاص در رفتار، معاشرت و نشست و برخاست آنان دارد. امام علی (ع) از ساده زیستی پیامبران خدا خبر داده است. آن حضرت می فرماید: موسی (ع) به خدا عرض کرد: پروردگارا! من به آن چه از نیکی به سویم فرستادی نیازمندم. به خدا، موسی جز نانی که آن را بخورد از خدا چیزی نخواست، زیرا وی از سبزی زمین می خورد تا آن جا که به دلیل لاغری تن و تکیدگی گوشت بدن، رنگ آن سبزی از پوست شکم او نمایان بود. و اگر بخواهی از حضرت داوود (ع) بگویم که به دست خود از لیف خرما زنبیل می بافت و از بهای آن، گرده ای نان جوین تهیه می کرد و می خورد. و اگر بخواهی از عیسی بن مریم (ع) بگویم که سنگ را بالین خود می کرد و جامه درشت [و خشن ]می پوشید و خوراک ناگوار می خورد و خورش او گرسنگی بود و چراغش در شب، ماه و پناه گاهش در زمستان، شرق و غرب زمین بود.(13)

پیامبر اسلام (ص) نمونه کامل ساده زیستی است. امام علی (ع) در توصیف آن حضرت می فرماید: برای تو کافی است که رسول خدا (ص) را اطاعت نمایی تا راهنمای خوبی برای تو در شناخت بدی ها و عیب های دنیا و بسیاری خواری و زشتی های آن باشد، چه این که دل بستگی های آن از او گرفته شده و برای غیر او گسترده شده است؛ از نوش آن نخورد و از زیورهایش بهره نبرد.(14)

آن حضرت در ادامه می فرماید: پیامبر (ص) روی زمین غذا می خورد و همچون بندگان می نشست و به دست خود کفشش را پینه می زد و جامه خود را وصله می کرد و بر الاغ بی پالان سوار می شد و دیگری را در کنار خود سوار می کرد.(15)

رسول خدا (ص) از سیره پادشاهان و نوع نشست و برخاست و رفت و آمد و تشریفات آنها سخت بیزار بود. مردی نزد پیامبر آمد تا با وی سخن گوید، اما چون پیامبر (ص) را دید، دست پاچه شد و به لرزه افتاد. حضرت به او فرمود: راحت باش، من که پادشاه نیستم، من فرزند همان زنم که گوشت خشکیده می خورد.(16)

امام علی (ع) و ساده زیستی

حضرت علی (ع) و فرزندانش، پاسداران سیره نبوی بودند و در ساده زیستی از آن بزرگوار پیروی می کردند. آن حضرت می فرماید: به خدا سوگند، این جامه پشمین خود را آن قدر وصله کرده ام که از وصله کننده آن شرم دارم.(17)

امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش روایت کرده که فرمود: علی (ع) در کوفه به مردم نان و گوشت می خوراند و خود طعامی جداگانه داشت. بعضی گفتند: کاش می دیدیم که خوراک امیرمؤمنان چیست؟ پس عده ای به طور سرزده به حضور امام رسیدند، غذای او چنین بود: تریدی (خرده ای) از نان خشکیده خیسیده به روغن که با خرمای فشرده آمیخته شده بود و آن خرما را از مدینه برای وی می آوردند.(18)

ابواسحاق سبیعی می گوید: یک روز جمعه بر دوش پدرم سوار بودم و امام علی (ع) خطبه می خواند. دیدم آن حضرت دست خود را تکان می دهد، گویا با آستین پیراهنش خود را باد می زند. به پدرم گفتم: آیا امیرمؤمنان گرمش است؟ گفت: او گرما و سرما را چیزی به حساب نمی آورد، بلکه پیراهنش را شسته و چون پیراهنی جز آن نداشته، آن را مرطوب به تن کرده است و چنین می کند تا خشک شود.(19)

کدام زمام داری را می توان مانند امام علی (ع) یافت که خوراک و پوشاکش چون ضعیف ترین مردم باشد و از این سیره نیکو تا لحظه وداع از این دنیا دست بر ندارد.

حضرت زهرا (س) و ساده زیستی

حضرت زهرا (س) نیز شاگرد مدرسه پیامبر (ص) و الگوی ساده زیستی است. وقتی سلمان فارسی چادر کهنه ایشان را دید که با لیف خرما دوازده جای آن وصله شده بود، متعجب گردید و با گریه چنین گفت: دختران قیصر و کسری در سندس و حریرند و دختر محمد (ص) روپوشی کهنه بر تن دارد که دوازده جای آن وصله شده است. آن حضرت گفت: یا رسول الله (ص)! سلمان از لباسم تعجب کرده است، قسم به آن که تو را به حق مبعوث فرمود، پنج سال است که من و علی جز یک پوست گوسفند نداریم که روزها بر روی آن به شترمان علف می دهیم و چون شب فرا می رسد آن را فرش می کنیم و بالش ما از پوستی است که درون آن از لیف خرما پر شده است!(20)

امام زمان (عج) و ساده زیستی

سیره آخرین وصی پیامبر (ص) نیز ساده زیستی است. امام صادق (ع) می فرماید: «فواللّه ما لباسه الاّ الغلیظ و لا طعامه الاّ الجشب؛ (21) به خدا سوگند، لباس مهدی (عج) جز پوشاکی درشت و خوراک او جز خوراکی سخت نخواهد بود.»

ساده زیستی و مقتضیات زمان

هر چند ساده زیستی به عنوان اصلی ثابت در زندگی پیامبر (ص) و ائمه (علیهم السلام) شناخته می شود، اما طبیعی است که این اصل در اوضاع و احوال گوناگون و اعصار مختلف، صورت و شکل مناسب آن زمان را پیدا می کند. بر این اساس، پیشوایان دین با حفظ اصل ساده زیستی، مقتضیات زمان خود را در نظر می گرفتند. این نکته مهمی است که باید در شناخت سیره معصومان مورد توجه قرار گیرد، چرا که در غیر این صورت باعث ایجاد شک و شبهه درباره زندگی آن بزرگواران می گردد. نمونه زیر حاصل عدم شناخت این نکته مهم در زندگی ائمه اطهار (علیهم السلام) است.

اعتراض زاهدنمای صوفی مسلک به امام صادق (ع)

روزی سفیان ثوری که خود از زهد فروش های عصر امام صادق (ع) بود، به نوع لباس آن حضرت اعتراض کرد و گفت: ای پسر رسول خدا (ص)! پیامبر (ص) و علی (ع) چنین لباسی را نپوشیدند که شما به تن کرده اید. حضرت در پاسخ فرمود: رسول خدا (ص) در عصری بود که فقر و تنگ دستی همه جا را فرا گرفته بود و آن حضرت مطابق شرایط آن زمان، چنان لباسی می پوشید؛ ولی دنیا بعد از آن عصر، نعمت هایش را در همه جا فرو ریخت. شایسته ترین افراد به بهره مندی از این نعمت ها، نیکان هستند. سپس حضرت این آیه شریفه را خواند که: «قل من حرّم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق؛(22) بگو: چه کسی نعمت های زیبای خدا و روزی های پاک را که او برای بندگانش آشکار کرده، حرام نموده است». ای سفیان ثوری! آن چه را که از لباسِ ظاهر من می بینی برای حفظ آبرو نزد مردم پوشیده ام. سپس حضرت لباس ظاهر خود را بالا زد و لباس زیرین خویش را که زبر و خشن بود، به سفیان نشان داد و فرمود: این لباس خشن را برای نفس خود و آن لباس ظاهر را برای مردم بر تن کرده ام.(23)

آن گاه امام (ع) اعتراض سفیان را به خودش برگرداند که در زیر لباس خشن خویش، جامه ای بس لطیف در بر کرده بود(24) و بدین طریق، روحیه ریاکارانه و زاهدنمای سفیان را آشکار کرد.

شرایط دوره امام صادق (ع) به گونه ای بود که باید به تناسب آن، نوع پوشش و لباس انتخاب شود. در عین حال اگر شرایط تغییر می کرد و مردم مدینه در سختی قرار می گرفتند، امام صادق (ع) به همان ساده زیستی برمی گشتند. از این رو معتب می گوید: امام صادق (ع) فرمود: چقدر طعام در نزد ماست؟ گفتم: بیش از چند ماه. حضرت فرمود: همه را بفروش. گفتم: در مدینه طعام نیست. حضرت فرمود: آن را بفروش. وقتی فروختم، حضرت فرمود: طعام را روز به روز خریداری کن و غذای عیالم را نصفی از گندم و نصفی از جو قرار ده. خدا می داند که می توانم به آنان گندم بدهم، ولی دوست دارم خدا مرا ببیند که در زندگی اعتدال دارم.(25)

فلسفه ساده زیستی

ساده زیستی در اسلام، تحمل محرومیت بی منطق نیست، بلکه باید بر اساس حکم عقل و نقل صورت گیرد. اما چرا اسلام ساده زیستی را ارزش می داند و فلسفه آن چیست؟ در این جا به بعضی از موارد آن اشاره می کنیم:

1 - هم دردی با محرومان

فلسفه ساده زیستی، هم دردی و شرکت عملی در غم مستمندان است. اگر افراد جامعه به خصوص مدیران و رهبران جامعه زندگی ساده ای را برگزینند، هم درد و رنج محرومان را لمس می کنند و هم با آنان هم دردی کرده اند. از این رو امام علی (ع) می فرماید: اگر می خواستم می توانستم از عسل خالص و مغز گندم و بافته ابریشم برای خود خوراک و پوشاک تهیه کنم، اما هرگز هوا و هوس بر من چیره نخواهد شد و حرص و طمع مرا به گزیدن خوراک ها نخواهد کشید. در حالی که ممکن است در سرزمین «حجاز» یا «یمامه» کسی باشد که حسرت گرده نانی برد و یا هرگز شکمی سیر نخورد، آیا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی باشد از گرسنگی به پشت دوخته و جگرهایی سوخته؟ یا چنان باشم که آن شاعر گفته است:

و حسبُک داءً أن تَبیتَ بِبطنة

و حولَکَ أکبادٌ تحنُّ الی القِدِّ

این درد تو را بس که شب سیر بخوابی و گرداگردت شکم هایی گرسنه به پشت چسبیده باشد. آیا بدین بسنده کنم که مرا امیرمؤمنان گویند و در ناخوش آیندی های روزگار شریک آنان نباشم؟(26)

2 - ایثار

یکی دیگر از فلسفه های ساده زیستی، ایثار و مقدّم داشتن دیگران بر خود است. ایثار از پر شکوه ترین مظاهر جمال و جلال انسانیت است و فقط انسان های بسیار بزرگ به این قله شامخ صعود می کنند. ایثارگر از این که نیازمندان را بخوراند و بپوشاند و به آنان آسایش برساند بیش از آن لذت می برد که خود بخورد و بپوشد و استراحت کند.

اگر لذت ترک لذت بدانی

دگر لذت نفس لذت نخوانی

 

نمونه بارز ایثار امام علی (ع) و خاندان پیامبر (ص) در سوره انسان منعکس شده است. آن بزرگواران برای رضای خدا طعام خود را به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدند.

مشهور است که امیرمؤمنان علی (ع) باغی را که پیامبر (ص) درخت نشانده و با دست خود آب داده بود، به دوازده هزار درهم فروخت و وقتی نزد خانواده اش آمد، از آن هیچ نمانده بود و همه را در راه خدا داده بود. حضرت فاطمه (س) به وی گفت: می دانی چند روز است که ما خوراک نخورده ایم و گرسنگی بر ما چیره گشته است، پس چرا قدری از آن را نگه نداشتی؟ حضرت فرمود: چهره هایی زرد و دردمند را که نمی خواستم ذلت خواهش را در آنها ببینم، مرا بازداشت از این که چیزی از آن را نگه دارم.(27)

ساده زیستی در عصر تکنولوژی

ممکن است این توهّم پیش آید که در این زمانه که عصر تکنولوژی و پیشرفت است، ساده زیستی ممکن نیست و اساساً سخن گفتن از این مقوله، بیهوده و نا به جاست، زیرا ماهیت تکنولوژی، زهد و ساده زیستی را بر نمی تابد. حیات تکنولوژی، فزون خواهی و گسترش است و همواره در پی تولید و تکثیر می باشد. پس یکی از مقتضیات آن، ترویج مصرف گرایی و ارزش بودن آن است.

در پاسخ باید گفت: تکنولوژی، محصول اندیشه و عمل انسان است، نه پدیده ای خود مختار است و نه می تواند انسان را به دنبال خود بکشاند. البته در این که یکی از ویژگی های تکنولوژی، ترویج مصرف گرایی است، تردیدی نیست، اما این خواست انسان است که اگر به دنیا روی آورد، برای خود مصرف های نو می آفریند و در پی ایجاد نیازهای دروغین می افتد. انسان می تواند از فواید تکنولوژی بهره بجوید ولی اسیر آن نباشد.

سخن در بهره مندی از تکنولوژی نیست، بلکه سخن در این است که بهره مندی از آن به چه قیمتی باید تمام شود. تکنولوژی باید در خدمت بشر باشد، نه این که انسان در خدمت تکنولوژی باشد. اگر ساده زیستی نسبی را یک ارزش بدانیم، فرقی میان عصر تکنولوژی و جز آن وجود ندارد. البته باید اذعان کرد که عصر حاضر، ساده زیستی را دشوار ساخته است اما علی رغم این دشواری، می توان ساده زیستی را انتخاب کرد و در عین فعالیت اقتصادی و بهره مندی از مواهب علمی این عصر، اسیر مادیات نشد.

به هر روی، ساده زیستی به معنای گوشه گیری، تنبلی و بی تحرکی نیست تا با تکنولوژی و فعالیت و پیشرفت منافات داشته باشد. امام صادق (ع) می فرماید: «المؤمن حسن المعونة خفیف المؤونة؛(28) مؤمن، پر کار و کم خرج است.»

ساده زیستی و فقر

ممکن است این تصور پیش آید که اسلام با تأکید شدید بر ساده زیستی، مروّج فقر است، در حالی که به هیچ وجه ساده زیستی به معنای توصیه پذیرش فقر و استضعاف نیست و نظر اسلام، فقرزدایی است، نه فقرزایی. فقر، نداشتن و ناداری است، اما ساده زیستی، نخواستن در عین تمکّن می باشد. ساده زیستی، گذشت از سر اقتدار است، اما فقر، گذشت محرومانه است. ساده زیست، دارد و نمی خواهد، اما فقیر، ندارد تا بخواهد.

اسلام نه تنها فقر را نمی ستاید، بلکه آن را به شدت محکوم می کند و از آن بر حذر می دارد. تا جایی که پیامبر اسلام (ص) از فقر به خدا پناه می برد(29) و آن را از هر مرگی بدتر می داند.(30)

امام علی (ع) می فرماید: پسرم! از فقر بر تو بیمناکم، پس از آن به خدا پناه ببر که فقر مایه کاستی دین و سرگردانی عقل است و به دشمنی می انجامد.(31)

ضرورت ساده زیستی رهبران جامعه

گرچه ساده زیستی برای آحاد جامعه، یک ارزش محسوب می شود، اما برای پیشوایان و مدیران جامعه، یک ضرورت است. امام علی (ع) می فرماید: «ان الله تعالی فرض علی ائمة العدل ان یقدّروا انفسهم بضعفة الناس کیلا یتبیّغ بالفقیر فقره؛(32) خدای متعال بر پیشوایان دادگر واجب کرده است که خود را با مردم ناتوان برابر قرار دهند تا رنج فقر، مستمندی را ناراحت نکند». آن حضرت در جایی دیگر می فرماید: خداوند مرا پیشوای خلقش قرار داده و بر من واجب کرده است که درباره خودم و خوراک و پوشاکم مانند مردمان ناتوان عمل کنم تا این که فقیر به سیره فقیرانه من تأسی کند و ثروت مند به وسیله ثروتش سرکشی و طغیان نکند.»(33)

ساده زیستی رهبران و زمام داران، دو نتیجه مثبت و رعایت نکردن آن، دو خطر بزرگ در پی دارد. تحمل فقر و عدم طغیان ثروت مندان، دو پی آمد مثبت ساده زیستی، و عدم صبر و تحمل محرومان و گستاخی ثروت مندان، دو خطر تجمل گرایی رهبران است.

نوشته اند: عالم بزرگ و استاد کل، آیة الله وحید بهبهانی (ره) پسری داشت به نام عبدالحسین که برای همسر خویش لباسی تازه تهیه کرده بود. وقتی ایشان متوجه شد عکس العمل تندی نشان داد و او را از چنین اعمالی منع نمود. پسر در پاسخ وی آیه: «قل من حرّم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق...» را خواند. استاد از این توجیه ناراحت شد و فرمود: من نیز این آیه را شنیده ام، ولی فقرایی بسیار از همسایگان هستند که به فقر ما تسلّی می جویند.(34)

وقتی به امام علی (ع) خبر می رسد که کارگزار او «عثمان بن حنیف» در بصره به مهمانی یکی از ثروت مندان آن شهر رفته که در آن مهمانی، غذاهای رنگارنگ تدارک دیده شده و جای فقرا خالی بوده است، او را سخت سرزنش کرده و به وی گوشزد می کند که گمان نمی کردم تو مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان به جفا رانده شده اند.(35)

امام خمینی (ره) همواره بر ساده زیستی مسئولان و کارگزاران و روحانیان تأکید می نمودند و آنان را از تجمل گرایی بر حذر می داشتند. ایشان در این باره می فرماید: «من متواضعانه و به عنوان یک پدر پیر از همه فرزندان و عزیزان روحانی خود می خواهم که در زمانی که خداوند بر علما و روحانیون منت نهاده است و اداره کشور بزرگ و تبلیغ رسالت انبیا را به آنان محوّل فرموده است، از زیّ روحانی خود خارج نشوند و از گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا که دون شأن روحانیت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران است، پرهیز کنند و بر حذر باشند که هیچ آفت و خطری برای روحانیت و برای دنیا و آخرت آنان، بالاتر از توجه به رفاه و حرکت در مسیر دنیا نیست.»(36)

با نگاهی گذرا به زندگی سراسر ساده و بی آلایش امام خمینی (ره) چه در دوران جوانی و چه در اوج مبارزه و تبعید و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، می توان به بعد ساده زیستی آن پیر مراد و عارف وارسته پی برد. این امر چنان مشهود بود که «مایک والاس»، گزارش گر تلویزیونی آمریکا بعد از ملاقات و مصاحبه با وی چنین اظهار می دارد: «باید بگویم زندگی بسیار ساده که رهبر انقلاب اسلامی برای خود فراهم کرده بود، او را از همه رهبران دیگر دنیا متمایز می کرد.»(37)

زمینه های ساده زیستی

نهادینه شدن ساده زیستی در جامعه به عنوان یکی از ارزش های اخلاقی، نیاز به فراهم شدن بستر و زمینه مناسب دارد که مهم ترین آنها عبارت اند از:

1 - ساده زیستی مسئولان جامعه: یکی از عواملی که در ساده زیستی مردم مؤثر است، بی پیرایه بودن زندگی رهبران و کارگزاران و الگوهای جامعه است. مدل برداری از زندگی کسانی که نقش هدایت و راهنمایی را بر دوش دارند و الگوگیری از آنان، موضوعی است که در آموزه های دینی و روان شناسی مورد توجه قرار گرفته است. از امام علی (ع) نقل شده است که فرمودند: مردم به حاکمان خود شبیه ترند تا به پدرانشان.

آن حضرت با مطرح کردن روش زندگی پیامبر (ص) به عنوان برجسته ترین الگوی تربیتی، مردم را به ساده زیستی دعوت کرده و فرمودند: برای تو کافی است که راه و رسم زندگی پیامبر اسلام (ص) را الگو قرار دهی.(38) آن حضرت در جایی دیگر زندگی خود را که نمونه عالی بی رغبتی به دنیا و ساده زیستی است، به عنوان الگو معرفی می کند و می فرماید: بدانید که هر پیروی را امامی است که او را الگوی خود می شناسد و از نور دانشش روشنی می گیرد، بدانید که امام شما از دنیای خود به دو پاره تن پوش و از خوردنی هایش به دو قرص نان بسنده کرده است.(39)

2 - دنیاشناسی: ساده زیستی با نحوه نگرش انسان به دنیا ارتباطی مستقیم دارد. کسی که دنیا را همه چیز و منتهای آمال و آرزوهای خود می پندارد، نمی تواند ساده زیست باشد. در جهت اصلاح همین نگرش است که امام علی (ع) می فرماید: از فرزندان آخرت باشید، نه از فرزندان دنیا.(40)

3 - خودشناسی: یکی از روش هایی که در تقویت ارزش های اخلاقی به ویژه ساده زیستی مؤثر است، توجه دادن انسان به منزلت خویش است. کسی که بداند دنیا ابزاری بیش نیست، هرگز خود را به دنیای پست و زودگذر نمی فروشد و اسیر مظاهر دنیوی نمی شود.

4 - فرهنگ سازی: فطرت انسان ها به سمت و سوی خوبی ها گرایش دارد، پس مهم آن است که ساده زیستی به عنوان یک ارزش معرفی گردد. دستگاه های تبلیغاتی به ویژه صدا و سیما با ساخت برنامه های گوناگون می توانند ساده زیستی را در جامعه به عنوان یک فرهنگ ترویج کنند و مردم را به تهاجم فرهنگی دشمن که در جهت دگرگونی ارزش ها قدم بر می دارد، متوجه سازند.

آثار ساده زیستی

ساده زیستی، آثار فراوانی دارد که مهم ترین آنها عبارت اند از:

1 - آسودگی

همه اضطراب ها و نگرانی ها از دنیا و مظاهر آن است، که با ساده زیستی می توان آنها را برطرف کرد و به آسودگی دست یافت. امام علی (ع) می فرماید: «الرّغبةُ مفتاح النَصَب و مَطیّةُ التَعَب؛(41) شیفتگی دنیا، کلید دشواری و مرکب گرفتاری است.»

امام صادق (ع) نیز می فرماید: شیفتگی در دنیا، مایه غم و اندوه است و زهد در دنیا، آسایش جسم و جان را در پی دارد.(42)

ممکن است تصور شود که ساده زیستی، ملتزم نوعی ریاضت و به زحمت انداختن جسم است، در حالی که چنین نیست. راحتی و آسایش روحی در زندگی آسان و ساده به دست می آید. امام علی (ع) گنجی را بی نیاز کننده تر از قناعت و مالی را با برکت تر از بسنده کردن به روزیِ روزانه نمی داند.(43)

زندگی پر هزینه و تجملی است که خاطر انسان را به خود مشغول می کند، زیرا لازمه این زندگی، درآمد بالاست که تحصل آن، سعی خستگی ناپذیر می خواهد و همین تلاش بی وقفه، استراحت و لذت بردن از زندگی را از انسان سلب می کند.

از طرفی، خواسته های انسان، محدود و تمام ناشدنی است. از این رو در هیچ مرحله ای از زندگی، رضایت کامل حاصل نمی شود. عدم رضایت از زندگی و قید و بندی که با تجمل و تشریفات پدید آمده، آسودگی را از انسان سلب می کند. از این جهت بعضی برای رهایی از تجملات به هیپی گری رو می آورند.

2 - موفقیت در زندگی

یکی از آثار ساده زیستی، کام یابی و توفیق در زندگی است. این سخن نیاز به استدلال ندارد، تجربه نشان داده است که بیشتر مخترعان و مکتشفان و نخبگان جامعه که به بشر خدمت کرده اند، از قشر محروم یا متوسط بوده اند. برای آشنایی بیشتر با چنین انسان هایی، یک نمونه را ذکر می کنیم:

مرحوم علامه شیخ محمد حسن نجفی، معروف به صاحب جواهر از علمای مشهور و بنام نجف است که کتاب گران سنگ «جواهر الکلام» وی، عظیم ترین کتاب فقهی و دایرة المعارف فقه شیعه و ثمره 26 سال کار مداوم او به حساب می آید. امام خمینی (ره) در باره ایشان می فرماید: «صاحب جواهر چنان کتابی نوشته است که اگر صد نفر بخواهند بنویسند شاید از عهده [اش ] بر نیایند و این یک کاخ نشین نبوده است... یک منزل محقّر داشتند. از یک آدمی که علاقه به شکم، شهوات، مال و منال و جاه و امثال اینها دارد، این کارها بر نمی آید. طبع قضیه این است که نتواند.»(44)

3 - سرمایه گذاری

ساده زیستی، یک نوع سرمایه گذاری است. با توجه به زندگی محدود و نیازهای گوناگون بشر باید انسان برای نیازهای ماندگار خود، سرمایه گذاری کند. در سیر الی الله که هدف نهایی، خلقت انسان است، بهترین زاد و توشه، سبک بالی است. چون هر چه آدمی خود را وابسته کند از طی طریق باز می ماند. امام علی (ع) می فرماید: « تَخَفَّفوا تلحقوا؛(45) سبک بار شوید تا زودتر برسید.»

همان طوری که کوه نورد برای رسیدن به قله کوه و صعودی آسان و موفق، از حمل بار اضافی پرهیز می کند و می داند هر چه بر بار خود بیفزاید، احتمال رسیدن او به قله کاهش می یابد، شخصی که خود را در این جهان پهناور چون مسافری می بیند که سفری طولانی در پیش دارد، سعی می کند زندگی ساده و بی آلایشی داشته باشد تا از آن هدف باز نماند. او می داند برای پیمودن راه درازی که در پیش دارد، باید امکانات و سرمایه لازم را فراهم کند و عاقلانه تر آن است که چیزی را برگزیند که کم وزن تر و پر ارج تر باشد و این کاری است که هر انسان عاقل و دور اندیشی انجام می دهد.

4 - قدرت

امام علی (ع) راز قدرت مندی و تصمیم و اراده پیامبران را در ساده زیستی و بی پیرایگی آنان می داند و می فرماید: «و لکنّ الله سبحانه جعل رسله اولی قوّةٍ فی عزائمهم و ضعفةً فیماتری الاعینُ من حالاتهم مع قناعة تملأُ القلوب و العیون غنیً و خصاصةٍ تملأ الابصار و الاسماع اذی؛(46) لکن خدای سبحان، فرستادگان خود را در اراده و تصمیم هایشان نیرومند و توانا گردانید و در حالاتشان که به چشم دیگران می آید، ضعیف و ناتوان قرارشان داد. با قناعتی که دل ها و چشم ها را از بی نیازی پر می کرد و با تنگ دستی و فقری که چشم ها و گوش ها را از رنج پر می نمود.»

استاد مطهری می گوید: یک کسی با «داشتن»، می خواهد چشم ها را پر کند و یک کسی با «ندارم ولی بی نیازم و اعتنا ندارم» چشم ها را پر می کند. پیامبران در نهایت سادگی بودند، ولی همان سادگی، آن جلال و جبروت ها و حشمت ها را خرد می کرد.(47)

حضرت موسی (ع) در سایه همین ساده زیستی به این قدرت روحی دست یافت که با آن لباس پشمی و عصای چوبی در مقابل فرعونی می ایستد که ادعای خدایی دارد و با صلابت با او سخن می گوید. امام علی (ع) می فرماید: موسی با برادرش هارون بر فرعون وارد شدند درحالی که لباس های پشمین بر تن داشتند و در دست هر کدام عصایی بود. با او شرط کردند که اگر تسلیم فرمان پروردگار شوی، حکومت تو باقی می ماند و عزت و قدرتت دوام می یابد.(48)

ساده زیستی به انسان چنان قدرتی می دهد که در هر عرصه ای می تواند دست به کارهای سترگ بزند. امام خمینی (ره) در این باره می گوید: «اگر بخواهید بی خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاح های پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستی عادت دهید.»(49)

امام راحل (ره) با اشاره به زندگی عالمان بزرگی چون صاحب جواهر و شیخ انصاری، زهد را عامل اقتدار آنان معرفی می کند(50) و در باره مرحوم مدرّس می فرماید: «یک سید خشکیده لاغر با لباس کرباسی، در مقابل آن قلدری که هر کس آن وقت را ادراک کرده، می داند که زمان رضا شاه غیر [از] زمان محمدرضا شاه بود. در مقابل او همچو ایستاد.. یک وقت رضا شاه به او گفته بود: سید چه از جان من می خواهی؟ گفته بود که می خواهم تو نباشی. وقتی که رضا شاه ریخت به مجلس، فریاد می زدند که زنده باد کذا. مدرّس رفت ایستاد و گفت که مرده باد کذا، زنده باد خودم. شما نمی دانید در مقابل او ایستادن یعنی چه و او ایستاد. این برای این بود که از هواهای نفسانی آزاد بود، وارسته بود و وابسته نبود.»(51)

5 - آزادگی

شهید مطهری در مورد ساده زیستی رهبران الهی می گوید: «افرادی را می بینید که در دنیا ساده زندگی می کنند، بدون این که لذت های خدا را بر خودشان حرام کرده باشند و بدون این که از کارهای زندگی دست بکشند. اینها در متن زندگی واقع هستند ولی دلشان می خواهد ساده زندگی کنند. چرا؟ می گوید برای این که من نمی خواهم آزادی ام را به چیزی بفروشم، به هر اندازه خودم را به اشیا مقیّد کنم، اسیر آنها هستم و وقتی اسیر اشیا باشم، مثل کسی هستم که هزار بند به او بسته است. چنین آدمی نمی تواند راه برود و سبک بار و سبک بال باشد و لهذا زندگی پیامبران عظام و رهبران بزرگ اجتماع، همواره زندگی ساده ای بوده، زیرا اگر زندگی پر تجمل می داشتند دیگر از رهبری می بایست دست می کشیدند. زندگی پر تجمل با رهبری که لازمه آن سبک باری و سبک بالی و جنبش زیاد و آزادی و آزادگی است، نمی سازد.»(52)

شاعری می گوید:

در شط حادثات برون آی از لباس

کاول برهنگی است که شرط شناور است

 

یعنی اگر می خواهی در دریای حوادث فرو بروی، اول شرطش این است که خودت را لخت کنی. این معنا کنایه از عدم گرایش به زندگی تجملی و وابستگی های دنیوی است.

نیاز و وابستگی به دنیا، انسان را برده و مطیع خود می سازد، زیرا قید و بندها و تعلقات مادی و تجمل گرایی، آزادی عمل را می گیرد. امام علی (ع) می فرماید: «الدنیا دار ممرّ لا دار مقرّ و الناس فیها رجلان: رجل باع فیها نفسه فأوبقها و رجل اتباع نفسه فأعتقها؛(53) دنیا گذرگاه است نه ایست گاه. مردم در این دنیا دو دسته اند: برخی خود را می فروشند و برده دنیا می شوند و خود را تباه می سازند و برخی خویشتن را می خرند و آن را آزاد می کنند.»

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

مگر تعلق خاطر به ماه رخساری

که خاطر از همه عالم به مهر او شاد است

استاد مطهری (ره) دل بستگی نداشتن به دنیا را شرط لازم برای آزادی می داند، اما می گوید: این شرط کافی نیست. عادت به حداقل برداشت از نعمت ها و پرهیز از عادت به برداشت زیاد، شرط دیگر آزادگی است.(54)

مانع ساده زیستی

آن چه با روحیه ساده زیستی سازگاری ندارد و مانع تحقق آن می شود، تجمل گرایی است.

فرهنگ رفاه زدگی و تجمل گرایی، پی آمدهای مخرّب و نگران کننده ای دارد که به برخی از آنها می پردازیم.

آثار تجمل گرایی

1 - گسترش فساد: با گرایش به زندگی تجملی، هزینه های مصرف بالا می رود و طبیعی است که راه های مشروع، کفایت نمی کند. لذا مردم برای دست یابی به خواسته های روز افزون خود، از شیوه های نامشروع مانند: چاپلوسی، رانت خواری، ربا و... بهره می جویند.

امام خمینی (ره) می فرماید: «این خوی کاخ نشینی اسباب این می شود که انحطاط اخلاقی پیدا شود. اکثر این خوی های فاسد، از طبقه مرفّه به مردم دیگر صادر شده است.»(55)

پیامبر اکرم (ص) در گفت وگو با ابوذر از این نوع گرایش ابراز نگرانی کرده و می فرماید: به زودی مردمی از امت من خواهند بود که در دامن نعمت ها تولد می یابند، همّتشان غذاها و نوشیدنی های گوناگون و رنگارنگ است و مورد ستایش نیز قرار می گیرند. ایشان بدترین افراد امت من هستند.(56)

ابن خلدون، متفکر و جامعه شناس مسلمان، تجمل و رفاه زدگی را دشمن شهر نشینی می داند و می گوید: «تجمل خواهی و نازپروردگی برای مردم، تباهی آور است، چه در نهاد آدمی انواع بدی ها و فرومایگی ها و عادات زشت، پدید می آورد و خصال نیکی را که نشانه و راهنمای کشورداری است، از میان می برد و انسان را به خصال مناقض نیکی متّصف می کند.»(57)

2 - سقوط و نابودی: قرآن کریم، خوش گذرانی را عامل سقوط می شمارد و می فرماید: «و کم اهلکنا من قریة بطرت معیشتها؛(58) چه بسیار قریه ها را از میان بردیم که از زندگی خود گرفتار سرمستی بودند.»

در آیه ای دیگر، خداوند متعال اتراف و ترفه را باعث سقوط و نابودی شمرده است: «و اذا اردنا ان نهلک قریة امرنا مترفیها ففسقوا فیها فحق علیها القول فدمّرناها تدمیراً؛(59) و چون اراده کردیم که جمعیت و دیاری را نابود کنیم، توان گران خوش گذران را وادار به فساد می کنیم و وقتی به فسق پرداختند سزاوار عذاب می شوند. آن گاه آن جا را زیر و زبر می کنیم و نابودشان می سازیم.»

این آیه به یکی از سنّت های قطعی پرودگار درباره هلاکت مردم و ارتباط آن با رفاه زدگان و تجمّل گرایان اشاره دارد.

همیشه اشراف و مرفّهان بی درد، نخستین کسانی بوده اند که با پیامبران و منادیان عدالت، مخالفت کرده اند. قرآن مجید می فرماید: «و ما ارسلنا فی قریة من نذیر الا قال مترفوها انّا بما ارسلتم به کافرون؛(60) ما به هیچ جمعیت و دیاری پیامبری نفرستادیم، مگر آن که اشراف و خوش گذرانان آن جامعه گفتند: ما به آن چه شما مأمور شده اید، کافریم.»

ابن خلدون می گوید: «به هر اندازه (ملتی) بیشتر در ناز و نعمت فرو روند، به همان میزان به نابودی نزدیک تر می شوند.»(61)

3 - انحطاط اخلاقی: امام علی (ع) از رفاه زدگی به «سُکر نعمت» یعنی مستیِ ناشی از تجمل و رفاه، یاد می کند که متأسفانه پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، امت اسلامی به آن مبتلا شدند. آن حضرت می فرماید: «ثم انکم معشر العرب اغراض بلایا قد اقتربت. فاتقوا سکرات النعمة و احذروا بوائق النقمة؛(62)شما مردم عرب، هدف مصایبی هستید که نزدیک است. همانا از مستی های نعمت بترسید و از بلای انتقام بهراسید.»

در این شرایط است که امام (ع) می فرماید: در زمانی هستید که خیر همواره واپس می رود و شر به پیش می آید و شیطان هر لحظه بیشتر به شما طمع می بندد. آیا جز این است که یا نیازمندی می بینی که با فقر خود دست و پنجه نرم می کند و یا توان گری کافر نعمت یا کسی که امساک حق خدا را وسیله ثروت اندوزی قرار داده است و یا سرکشی که گوشش به اندرز بده کار نیست. کجایند نیکان و شایستگان شما؟ کجایند آزادمردان و جوان مردان شما؟ کجایند پارسایان شما در کار و کسب؟(63)

استاد مطهری می گوید: آری، سرازیر شدن نعمت های بی حساب به سوی جهان اسلام و تقسیم غیر عادلانه ثروت و تبعیض های ناروا، جامعه اسلامی را دچار بیماری مزمن، دنیازدگی و رفاه زدگی کرد.(64)

امام خمینی (ره) معتقد بود گرایش به تجمل گرایی به تدریج صورت می گیرد و در درون آدمی رسوخ می کند و اخلاق را تغییر می دهد. ایشان در این باره می فرماید: «این طور نیست که انسان خیال کند که شیطان ابتدا می آید به آدم بگوید که بیا و برو طاغوتی شو؛ این را نمی گوید. قدم به قدم انسان را پیش می برد، وجب به وجب انسان را پیش می برد. امروز این که اشکالی ندارد. اگر جلویش را گرفتید، طمعش بریده می شود و اگر جلویش را نگرفتید، فردا یک قدم دیگر جلو می رود. یک وقت می بینید که این طلبه زاهد عابد که در مدرسه زندگی می کرد متحوّل شد به یک نفر انسان طاغوتی.»(65)

بنابر فرمایش امام (ره)، از ابتدا باید جلوِ نفس و خواهش های آن ایستاد. ایشان به صراحت می فرماید: «با زندگانی اشرافی و مصرفی نمی توان ارزش های انسانی - اسلامی را حفظ کرد.»(66)

4 - اسراف: بسیاری از مخارج و مصارف، بر اساس میل ها و نیازهای واقعی صورت نمی گیرد. یکی از نتایج دوری از ساده زیستی و تجمل گرایی، ابتلا به اسراف و زیاده روی است و دلیلش عادات ناپسند، چشم و هم چشمی ها و تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه و... می باشد. و این همان چیزی است که اسلام آن را حرام کرده است. قرآن مجید می فرماید: بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.(67) در جای دیگر، اسراف کاران را از اصحاب آتش دانسته است.(68)

بدیهی است که با ساده زیستی و قناعت می توان از اسراف و ریخت و پاش های بیهوده و خرج های اضافی جلوگیری کرد و نیازمندان را از فقر و نداری نجات داد. اسراف علاوه بر ضربه زدن به نظام اقتصادی جامعه، خسارت بزرگ معنوی محسوب می شود. رسول اکرم (ص) می فرماید: آن که بخورد و بپوشد و سوار شود از روی لذت و اشتهای نفسانی، خداوند بر او نظر نمی افکند تا جان دهد یا ترک نماید.(69)

5 - کم رنگ شدن ارزش ها و سنّت ها: یکی از آثار تجمل گرایی در جامعه، متروک شدن سنّت های الهی و آداب اسلامی است. وجود تشریفات زاید و رسوم و آداب گوناگون باعث شده است ازدواج که سنّت پیامبر اعظم (س) است و موجب آرامش خانواده و سلامت روح و روان افراد و عفت عمومی در جامعه می شود، به تأخیر افتد و جوانان عزیز در وقت مناسب نتوانند تشکیل خانواده دهند، در حالی که با حذف تشریفات و رو آوردن به ساده زیستی که اسلام به ویژه در امر مهم ازدواج، خواهان آن است، می توان اسباب ازدواج بسیاری از جوانان را فراهم کرد.

نمونه دیگر از آثار تجمل گرایی، کم رنگ شدن روابط عاطفی و دید و بازدید و صله رحم و اکتفا به ارتباط از راه دور و روابط سرد و خاموش از طریق تلفن یا نامه یا اینترنت و... می باشد. بدیهی است علاوه بر مشغله های روزمره، مهم ترین عامل این اثر را باید در تجمل گرایی و به تکلّف افتادن خانواده ها جست و جو کرد.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : shia110
تاریخ : پنج‌شنبه 18 تیر 1394
دومین نشست عمومی وزاری خارجه ایران و 1+5 دقایقی پیش آغاز شد.

دومین نشست عمومی وزاری خارجه ایران و 1+5 دقایقی پیش آغاز شد.

 
گفتنی است؛ در نخستین نشست، وزرای خارجه به مرور آخرین وضعیت مذاکرات پرداخته و در خصوص برخی از مهمترین موضوعاتی که محل اختلاف است، بحث جدی صورت گرفت.
 
مقرر شد معاونان و سایر اعضای تیم بلافاصله به ادامه کار بر روی متون بپردازند.

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : shia110
تاریخ : سه‌شنبه 16 تیر 1394
ارزش روزه و روزه‏ دار

با توجه به انيكه روزه با بسيارى از برنامه‏هاى مثبت و سازنده پيوند دارد، بى‏فايده نيست كه برادران و خواهران، از ارزش روزه و روزه‏دار آگاه شده، ايمان آنان و عشق و محبتشان باين فرمان كم‏نظير الهى بيش از پيش گردد.

كلمه رمضان از لغت رمض گرفته شده، و دانايان لغت رمض را به دو گونه توجيه توجيه كرده‏اند.

1- تابش نور خورشيد، با حرارت هرچه تمامتر بر ريگ و سنگ.

2- باريدن باران شديد در اوخر پائيز.

اگر رمضان بمعناى اول باشد، بايد گفت: روزه واقعيتى است كه هم‏چون حرارت شديد مفاسد و پليديها، و تجاوزات و طغيانهاى غرائز را مسيوزاند، و آدمى را به ميدان پاكى نزديك ميكند.

و اگر به معناى دوم باشد بايد گفت: روزه هم‏چون بارانى كه طبيعت را شستشو ميدهد، روان انسان را از آلودگى پاك كرده، و بآدمى نيروى مقاومت داده، و جسم را از خطرات رسوبات غذائى به سنگر امان ميبرد و به همين معنا روايتى از رهبر اسلام (ص) رسيده آنجا كه فرموده‏اند.

ارمض اللّه فيه ذنوب المؤمنين، رمضان زمانى است كه خداوند بخاطر عمل روزه مردم مؤمن را شستشو داده و پاك ميكند.

1- خيل صائم: اسبانى كه از خوردن باز ايستاده‏اند.

2- رجل صائم: انسانى كه از خوردن و آشاميدن و حركت و گفتن خوددارى كرده.

صوم رمضان يعنى، خوددارى كردن از آنچه شرع و مكتب اللّه اجازه نداده و بى‏ترديد گروه خوددارى در پيشگاه الهى، بخاطر اجراى فرمان دوست از اعتبار خاصى برخوردارند، و نزد پروردگار و وجدان خويش رو سپيدند.

على عليه السلام ميفرمايد: بهنگاميكه آدم بزمين آمد، تابش خورشيد چهره دل آرايش را تيره كرد، آدم از اين پيش آمد، دلگير بود، جبرئيل بر او نازل شد و بحضرتش گفت:

ميل دارى رويت سپيد گردد، گفت آرى، عرضه داشت: روز سيزده و چهارده و پانزدهم ماه را روزه بگير هر روزيكه روزه گرفت يك سوم كبودى پوست از بين رفت و به روز سوّم تمام چهره سپيد شد، اگر در اين روايت جاى تاؤيل باشد بايد گفت روزه عامل بدست آوردن آبرو و اعتبار در پيشگاه خداست.

رمضان زمانيست كه ابتدايش رحمت، و دهه دومش زمان غرق شدن در رحمت و عاقبتش آزادى از آتش جهنم است، اين آزادى از عذاب آخرت، عكس‏العمل آزادى انسان از سوء خلق، طغيان غرائز و شهوات و بد كردارى بوسيله روزه ماه رمضان است، روزه‏اى كه همراه با شرايط انجام گرفته باشد.

پيامبر عزيز در خطبه جمعه آخر شعبان، در توضيح برنامه‏هاى رمضان چنين فرمودند: ماهى بر سر شما سايه ميافكند، كه در ظرف آن ليلة القدر دارد، شب قدرى كه از هزار ماه با ارزشتر است.

خداى بزرگ روزه اين ماه را بر شما واجب نموده، و يك نماز مستحب را در شب آن مساوى با هفتاد نماز در شبهاى ديگر قرار داده، آنكس كه در اين ماه بكار نيكى دست بزند و برنامه خدا پسندانه‏اى انجام دهد ثوابش برابر با واجبى از واجبات خداست، و هر كس عمل واجبى انجام دهد. اجرش باندازه هفتاد واجب در وقت ديگر است.

آرى اى مردم، رمضان ماه استقامت، و فراهم آوردن نيرو است، و مزد مردم با استقامت و نيرومند بهشت است‏ «1».

رمضان ماه مساوات است، ماهيكه بايد ثروتمندان مادى و معنوى به تمام كمبودهاى مردم تهيدست رسيدگى كنند، و دردهاى معنوى و اقتصادى را در درمان نمايند، در اين ماه نبايد گروهى سير و دسته‏اى گرسنه باشند، عده‏اى غرق در هدايت، و قشرى گرفتار ضلالت، در اين ماه است كه خداوند روزى بندگان فرمانبر را زياد ميكند، و اين مسئله واقعيتى است كه قرآن از آن خبر داده «آنگاه كه مردم خويشتن‏دارى بدست آرند، و از گناه و نافرمانى بپرهيزند، تمام درهاى بركات آسمان و زمين را برويشان ميگشائيم» «2».

رهبر اسلام ص ميفرمايد: در رمضان چهار برنامه از خداوند بخواهيد، دو برنامه براى جلب عنايت حق، و دو برنامه‏هائيكه از آن بى‏نياز نيستيد، اما دو برنامه اول يكى قرار گرفتن در حصار توحيد و دور شدن از شرك و دوم بازگشت از گناه و ورود بحوزه توبه، و دو برنامه‏اى كه از آن بى‏نياز نيستيد، يكى طلب بهشت، و ديگر آزادى از آتش جهنم.

پيامبر عزيز ميفرمود: هر آنكس كه ماه رمضان را درك كند، و خود را در مسير آمرزش حق قرار ندهد، در كدام زمان ميخواهد به جبران كمبودها برخيزد.!

و نيز فرمود: اگر خداوند بآسمانها و زمين در چنان زمانى اجازه سخن گفتن دهد. به تمام روزه‏داران ميگفتند برنامه شما به بهشت منتهى ميگردد، و باز فرمودند: براى بهشت درى است به نام ريان و آن اختصاص بروزه‏داران دارد، آخرين روزه‏دارى كه از آن وارد شود بسته ميگردد.

پيامبر بزرگ ميفرمود: روزه‏دار اگر غيبت نكند، و بخوابد، خوابش عبادت است.

رسول گرامى صلى اله عليه و آله بمردم فرمود: طرحى را به شما بياموزم كه انجامش شيطان را از شما دور خواهد كرد به دورى بين مشرق و مغرب پاسخ گفتند آرى فرمودند: روزه رويش را سياه ميكند، دستگيرى از تهيدستان پشتش را ميشكند، دوستى در راه خدا، و تحمل رنج عمل شايسته ريشه‏اش را ميكند و توبه و بازگشت بحق رگ و پى او را جدا ميكند براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدن روزه است.

پيشوارى اسلام فرمود: به هنگام رمضان در تابستان چون رنج تشنگى بانسان روى آورد، خداوند هزار ملك را مأمور آدمى ميكند تا بهشت و نعمت الهى را باو بشارت دهند و او را نوازش كنند و چون افطار گردد خطاب ميرسد چه بوى خوشى دارى، سپس بملائكه ميفرمايد: شاهد باشيد مغفرتم را نصيبش كردم.

و نيز فرمود: آنكس كه از روى ايمان و عشق به خدا روزه بگيرد و حسابگر باشد و گوش و چشم و زبان را از گناه بازدارد، در حوزه رحمت گذشته و آينده الهى قرار گيرد، و اجر ثابت قدمان نصيبش ميشود «3».

امير المؤمنين عليه السلام ميفرمايد: روزه جسد خوددارى از غذاست ولى با اراده و اختيار خويش البته براى جلب مزد و فرار از عذاب، و روزه روان، خوددارى حواس پنجگانه است از گناه و پاك داشتن دل از تمام عوامل شر، و روزه دل نيكوتر است از روزه زبان و روزه زبان بهتر است از روزه شكم‏ «4».

از مجموع روايات استفاده ميشود، كه روزه عمل ساده‏اى نيست و تنها گرسنگى و تشنگى مايه بوجود آمدن حقيقت روزه نميباشد، بلكه روزه بزرگترين ميدان تمرين براى پاكسازى جسم از امراض گوناگون، و تزكيه روان از مفاسدا خلاقى، و منور كردن دل به نور خداست.

با چنين روزه‏اى روزى فراوان ميگردد، و اجتماع سالم گشته و آدمى در پيشگاه حق كسب آبرو ميكند، و در جهان بعد از بهشت بهره‏مند شده، و از عذاب جهنم دور خواهد ماند.

 

آثار خودنگهدارى‏

در قسمتى از مسائل گذشته، خصوصا در توضيح برنامه روزه دانستيم كه اجراى فرمان حق، و پيروى از دستور، و آراسته شدن بعمل صالح، در آدمى ايجاد نيروى مقاومت ميكند، و انسان را براى مبارزه با حوادث خطرزا آماده مينمايد.

مردميكه در سايه اجراى برنامه‏هاى مثبت داراى نيروى خودنگهدارى ميشوند، سعى دارند، در برابر هجوم حوادث ضد انسانى به حفظ سرمايه‏هاى سعادت‏آفرين برخيزند، و بدشمن اجازه دستبر ندهند، و در حقيقت كمترين اثر نيروى خودنگهدارى، برجا ماندن ريشه هاى سعادت و فضيلت در دو قلمرو فرد و اجتماع است، دشمنان درونى و بيرونى هيچگاه بسنگر استراحت نخواهند رفت، آنان بطور دائم در انتظار فرصت‏اند، كه انسان را از مسير الهى جدا كرده و بپرتگاه سقوط بكشانند، اين انسانا ست كه بايد در برابر دشمنان مجهز بوده و هميشه در مقام دفاع از كيان خويش باشد، و بايد همه مردان و زنان اين نكته را بدانند كه بهر ندازه توان و نيروى آدمى بوسيله حرارت ايمان و عشق بالله و اجراى فرامين آسمانى زياد گردد نيروى دشمنان و دستيارانشان براى آفريدن خطر كم ميشود و اتفاقا قرآن مجيد باين معنا اشارت كرده، آنجا كه از قول يكى از خطرناكترين دشمنان انسان ابليس نقل ميكند: فبعزّتك لاغوينّهم اجمعين الّا عبادك منهم المحلصين. ترجمه: بار خداوندا به عزتت سوگند تمام مرد و زن را بگمراهى ميبرم مگر آنانكه نيروى ايمان و توان عملشان از هر آلودگى پاك است، آنان گروهى هستند كه من با تمام قدرتم در دستبرد بآنان سخت عاجز و ناتوانم: شما ميتوانيد اين معنى را در خود تجربه كنيد، فرض كنيد به گناهى عادت داريد، و مقاومت شما در برابر آن گناه و عوامل تحريك‏كننده‏اش صفر است، شيطان يا هواى نفس بآسانى بشما مسلط است، و شما هميشه مغلوب آن گناه هستيد، تصميم ميگيريد خود را از آن گناه پاك كنيد، وقت تصميم ابتداى مبارزه است، هم اكنون بايد در برابر دشمن مجهز شويد تا آنجا كه دشمن از پا درآيد، تجهيزات عبارت است، از ياد خدا، توجه بزبان گناه، و توجه بعكس‏العمل‏هاى خطرناك گناه در دنيا و آخرت، عزم راسخ براى ترك گناه، و امور ديگريكه شما را در اين راه كمك ميدهد، با جمع كردن تجهيزاته عليه دشمن، براى اولين بار كه در برابر گناه قرار ميگيريد با زحمت زياد از هجوم پليدى خود را حفظ ميكنيد، بار دوم فرار از گناه براى شما آسانتر ميشود، دفعات ديگر ساده‏تر، تا جائيكه مقاومت شما بآنجا ميرسد كه اگر عوامل گناه بزيباترين قيافه در برابر شما جلوه كنند، چنان حالت انزجارى بشما دست ميدهد كه اتگار با مالك دوزخ روبرو شده‏ايد، اينجاست كه حس ميكنيد توان شما براى خويشتن‏دارى فوق‏العاده شده و نيروى دشمن بصفر رسيده!!

بنابراين شما با دشمن در مسئله مقاومت عكس يكديگر هستيد هرچه نيروى شما بيشتر شود نيروى دشمن كمتر ميگردد، و هرچه نيروى شما كمتر توان دشمن فوق‏العاده‏تر ميشود.

ميگويند: شخصى ابليس را در خواب ديد، در اطاقى قرار دارد كه از سقف آن اطاق از نازكترين نخ تا زنجيرهاى دانه درشت سخت و محكم آويخته، گفت: اين چه بساطى است، ابليس پاسخ داد: اين نخها و زنجيرها وسيله صيد كردن است، بسيارى از مردم بخاطر نداشتن ايمان و عمل، يا بعلت سستى عقيده و كمبود فعاليتهاى مثبت با نخى نازك كه بر گردن آنان همچون كمند مياندازم در دام من قرار ميگيرند، و اين زنجيرهاى گران و سخت براى بدام افكندن مردم مؤمن و مخلص است، اما مخلصين از افتادن بدام من درا مانند، من دوبار با اين زنجير گران خواستم مرجع بزرگ شيخ مرتضى انصارى را از خدا جدا كرده و در هلاكت قرار دهم، اما در هر دو بار اين زنجير سخت را هم چون خمير نرم از هم گسست و خويش را از خطر نگاهداشت!!

نوشته‏اند: ابن سيرين جوانى بود زيباروى، در بازار شام بشغل بزازى اشتغال داشت، زنى جوان و زيبا چهره بدو مراجعه كرد، و از او خواست پارچه‏هاى گوناگونى را بخانه وى بياورد، تا در آنجا با داشتن فرصت كافى آنچه ميخواهد انتخاب كند.

ابن سيرين بهنگاميكه وارد خانه شد تمام درها را بسته ديد، تازه برايش روشن شد كه بدام افتاده، بزن گفت از خدا بترس، شرم و آزرم كجا رفته، مگر نميدانى قرآن و سنت از گناه زنا بشدت نهى كرده‏اند، زن گفت آنچه ميگوئى واگذار، تا كامم برنياورى از اين خانه راه خروج ندارى، ابن سيرين با او مهربانى كرد و در عين لطف و محبت از او خواست اجازه دهد براى رفع حاجت بدستشوئى برود، چون بمحل قضاى حاجت رسيد سراپايش را آلوده كرد و با آن كيفيت با آن زن روبرو شد، زن از اين قيافه و وضع او بشدت متنفر گشت و از او خواست هرچه زودتر خانه را ترك كند، ابن سيرين با خوشحالى هرچه تمامتر از خانه خارج شد، و بمزد مقاومتى كه در برابر هواى نفس و وسوسه ابليس بخرج داد آراسته بدانش تعبير خواب شد. «5»

 

جهاد اكبر

على عليه السلام ميفرمايد: پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله گرهى از مسلمانان را بجگ فرستاد، زمانيكه بازگشتند فرمود:

مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقى عليهم الجهاد الاكبر، قيل يا رسول اللّه و ما الجهاد الاكبر قال جهاد النفس ثمّ افضل الجهاد من جاهد نفسه الّتى بين جنبيه. «6»

ترجمه: آفرين بر مردميكه جنگ كوچك را بپايان بردند، ولى جنگ بزرگ بر عهده آنان باقى مانده، پرسيدند جنگ بزرگ كدام است، فرمود مبارزه با نفس، سپس ادامه داد: پربهره‏ترين جنگ مبارزه با نفس است كه بين دو پهلو قرار دارد.

از دشمنان بسيار خطرناك، و زيان‏آوريكه بشر در تمام دوره حيات و در هر شرطى از شرايط با آن روبرو بوده، چهره‏ايست كه قرآن مجيد از آن تعبير بهواى نفس كرده است. «7»

هوا عبارت است از طغيان نفس و عدم قناعتش در برابر آنچه بطور قانونى برايش فراهم شده.

انسان در عين اينكه روزى و بهره ماديش از جانب حق مقرر شده ولى دستور دارد بهره‏اش را از خوان طبيعت در سايه كار و كوشش و فعاليت و زحمت بدست آورد، سپس باندازه نياز از دسترنج خويش استفاده كند و مازادش را در راه الهى اتفاق كرده و خلاءهائيكه براى خانواده‏هاى مسلمان و اجتماع اسلامى هست پر كند، اما اكثر مردم باين شكل قانونى نيستند، بهنگام قدم گذاشتن در حوزه حيات و روبرو شدن با عوامل مادى، و بقول قرآن زينت حيات و مظاهر فريبنده، و صورتهاى بى‏سيرت در صفحه نفسش بسيارى از خواسته‏هاى نامشروع و غيرقانونى و آمال و آرزوهاى عجيب و غريب نقش مى‏بندد و او را براى بچنگ آوردن برنامه‏هاى بيشتر اگر چه بنابودى حق حيات و مال و منال و آبروى ديگران تمام شود تحريك مينمايد، آنگاه در مرز ستم بهم‏نوعان قرار گرفته و تبديل بمنبع شر خواهد شد، اين نكته ناگفته نماند كه نفس در ميدان وجود انسان داراى ارتش مجهزيست كه ميتوان گفت همه وجود انسان ارتش نفس است، ارتشى منتظر فرمان، چنانچه نفس داراى تربيت و پاكى باشد، ارتشش در راه حق و حقيقت بدو كمك ميكند و اگر داراى هوا، نيرويش در راه گمراهى و رذيلت بياريش برميخيزد.

بهنگام طغيان هواست كه انسان دچار گناهان گوناگون و بيشمارى ميشود.

تيز كردن دندان براى حمله بمظلوم، تأمين نيرو براى بيغما بردن سهم ديگران، ارضاء غريزه جنسى از طرق نامشروع، گرفتار آمدن بدام ريا براى ازدياد مال و قرار از كار، كشتن بى‏گناه، آلوده شدن بانواع پليديها براى حفظ مقام و موقعيت پوشالى، غرق گشتن در مسائل مادى و ... همه و همه محصول هواى نفس و فرمانبردن از آنست.

در برخورد و روبرو شدن با هواى نفس جهت زندگى معلوم گشته و مسير آدمى مشخص ميگردد، چنانچه در اين ميدان آدمى محكوم و مغلوب هواى نفس شود، تبديل به پست‏ترين و شريرترين موجود زنده گشته و در جهان بعد هيزم جهنم خواهد شد، و اگر مالك هوا گردد حياتى بر اساس پايه‏هاى فضيلت برپا خواهد كرد و در عالم بعد از زيباترين چهره‏هاى اهل بهشت خواهد بود.

قرآن هم همين معنا را بازگو ميكند، آنجا كه ميفرمايد: وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‏ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى‏: آنكس كه بخاطر ترس از مقام ربوبيت، نفس را از تجاوز و طغيان باز دارد جايگاهش بهشت است.

ميدانيد كه براى جنگ با دشمنان بيرون، انسان توان و نيرو لازم دارد، و آن نيرو عبارتست از انواع اسلحه‏هاى مادى و آگاهى از تاكتيك‏هاى نظامى، ولى براى مبارزه با هواى نفس كه جدا در رأس تمام دشمنان بشر قرار دارد، از هيچيك از نيروهاى مادى نميتوان كمك گرفت، در اين ميدان نيروئى مافوق تمام نيروهاى لازم است چون اين دشمن خطرناكترين و پرزورترين دشمنان است و آن نيروى مافوق بنا به عقيده قرآن چيزى جز تقوا و بعبارت فارسى خودنگهدارى نيست.

البته بدست آوردن نيروى خودنگهدارى محصول برنامه‏هاى متعدديست كه انسان بايد از سنين كودكى براى خويش فراهم آورد.

در اينجا ممكن است بپرسيد كودك چگونه براى تحصيل اين نيرو برخيزد؟ بايد گفت پدران و مادران، آموزگاران و دبيران، دانشمندان و نويسندگان و خلاصه همه مربيان براى ايجاد اين نيرو در كودكان كه نسل آينده را در زمانى تشكيل ميدهند. خطيرترين مسئوليت را بعهده دارند، و اگر در جنب اين نونهالان معصوم و نسل بيگناه مربيان بيتفاوت باشند و يا تنها بامور ظاهر اطفال توجه داشته باشند ملت و مملكت غرق در فساد خواهد شد و بى‏ترديد گناه بزرگ بهدر رفتن نيروهاى انسانى بگردن مربيان است.

اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه خود انسان اساسى‏ترين نقش را در فراهم آوردن نيروى خودنگهدارى بعهده دارد، و بايد بيدار باشد كه اصول انسانى‏اش در معرض نابودى قرار نگيرد. چنانچه خداى ناخواسته پدر و مادر، معلم و دبير، و ساير مربيان انسانى در اين زمينه كوتاهى كنند، بهنگاميكه انسان بعقل آيد و داراى نيروى تشخيص شود، بايد خود بجستجو برخيزد، و دامن يك مربى الهى را بچنگ آرد و خويش را از مرز هلاكت برهاند.

اما برنامه‏هائيكه بايد در فراهم ساختن نيروى خودنگهدارى مورد توجه مربيان و خود انسان قرار گيرد عبارتست از:

1- فراگيرى مقررات و قوانين سازنده و رشددهنده برنامه‏هاى انسانى.

2- انديشه در عمل و عاقبت آن.

3- توجه بپروردگار و صفات او.

4- شكوفا كردن خصائل انسانى و اخلاقى از قبيل كرامت نفس، شرف، غيرت، حميّت، حيا، و ...

5- تمرين برنامه‏هاى پسنديده و مثبت.

6- همنشينى با عاشقان حق و اولياء خدا.

7- دورى جستن از عوامل تحريك‏كننده‏اى كه آدمى را بگناه و اميدارد و مخصوصا رفيق ناباب.

مربيان در فراهم آوردن اين مقدمات براى پرورش كودكان سخت مسئولند، و آنان كه از حوزه تربيت مربيان دور بوده‏اند پس از آگاهى باين قواعد نسبت بخويش فوق‏العاده مسئولند.

گروهى عقيده دارند فساد در نسلهاى گذشته كمتر بود، اگر اينطور باشد بايد گفت مسلمانان گذشته علاقه بيشترى بآئين حق داشتند و اينهمه عوامل فساد در اختيار آنان نبود، و نيكان ايشان بيش از بدان بودند، و بهمين خاطر نيروى خودنگهدارى در آنان قويتر و پرتوان‏تر بود، آنان هميشه سعى داشتند، با مقدمات سازنده تقوا در ارتباط باشند، از اينجهت مردمى بودند قانع بحق خود پرهيزگار و پاكدامن، درستگو و درستكردار، ولى امروز كمتر كسى را مى‏بينيم كه آلوده به گناه يا گناهانى نباشد، نيروى خودنگهدارى در نسل امروز ضعيف است، اكثر مردم در برابر عوامل تحريك و ترغيب بگناه محكومند و ضعف و محكوميت اينان، حوزه زندگى را دچار مشكلات فراوانى كرده است.

خوشبختانه مردم مسلمان و مخصوصا شيعه در سايه رهبرى قائد عظيم الشأن اسلام، و مرجع بى‏نظير تاريخ، و متفكر قرن، و روح دين، و رعد خدائى عليه بيداد و ستم، و انقلابى‏ترين چهره انسانى و دينى عليه بى‏دينى حضرت امام خمينى بعلل و عوامل مشكلات زندگى پى برده، و از فرهنگ وارداتى غرب و استعمارى روى گردانده و بتدريج آمادگى خود را براى بازگشت باصول اسلام نشان ميدهد، و هم اكنون طليعه فراهم آوردن نيروهاى مادى و معنوى براى بيرون راندن دشمنان بيرونى، و درونى از ميدان حيات آشكار است و مرد و زن مخصوصا، نسل جوان در سايه مربيان دلسوز درصدد فراهم آوردن مقدمات ايجاد تقوا و نيروى خودنگهداريند، و اميد ميرود كه در سايه اين توبه واقعى و بازگشت بحق، و تكاپوى مثبت به نتايج درخشانى برسند. «8»

راستى آنانكه در مبارزه با هوا پيروزند، وجودشان براى خود و ديگران منبع خير و بركت است و البته اين مبارزه و جنگ از اهميت بسزائى برخوردار است، چنانچه نتائجش نيز داراى ارزش فوق‏العاده است و بهمين خاطر پيامبر بزرگ از اين مبارزه تعبير به جهادا كبر كرده است.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : shia110
تاریخ : سه‌شنبه 16 تیر 1394
7 میلیاردر ایرانی مشهور جهان را بشناسید

بسیاری از ایرانیان خارج از کشور کسب‌وکارهای موفقی دارند اما این‌بار پایگاه خبری «باکس نیوز باکس» لیستی از ثروتمندان ایرانی خارج از کشور ارائه کرده است.

روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: این رده‌بندی بر اساس میزان ارزش دارایی این افراد بوده است. دارایی‌های این افراد در مجموع 16.7 میلیارد دلار برآورد شده است.

پی‌یر مراد امیدیار

ارزش دارایی خالص: 8.1 میلیارد دلار

پی‌یر مراد امیدیار متولد 21 ژوئن 1967 در فرانسه است. وی کارآفرین و خیر ایرانی - آمریکایی است. پی‌یر امیدیار رئیس و مؤسس سایت ای‌بی (e-bay) اولین و معروف‌ترین وبگاه مخصوص حراج و خرید و فروش اینترنتی است. او در سال 1998 و در 31 سالگی به‌عنوان یک میلیاردر شناخته شده است. از سال 2010 تاکنون امیدیار به‌عنوان رئیس گزارش‌های تحقیقاتی و سرویس خبری حوزه مسائل اجتماعی در پایگاه خبری «هونولولو سیویل بیت» مشغول خبرنگاری آنلاین بوده است. او در سال 2013 اعلام کرد که پروژه‌ای مشترک در حوزه خبرنگاری را با عنوان «اولین نگاه رسانه» با حضور گلن گرینوالد، لارا پوترا و جرمی ساهیل آغار خواهد کرد. امیدیار در سال 1995، در 28 سالگی، برای فعال کردن فهرستی از حراج فرد به فرد مستقیم برای اقلام کلکسیونی، شروع به نوشتن یک کد کامپیوتری برای یک مکان آنلاین کرد.

اردوان فرهاد مشیری

ارزش دارایی: 2.1 میلیارد دلار

اردوان فرهاد مشیری متولد 18 می‌سال 1955 در ایران، تاجر و سرمایه‌گذار ایرانی - انگلیسی، ساکن موناکو است. مشیری در انگلیس و روسیه صاحب سهامی در شرکت‌های متعدد انرژی و فولاد است. او حسابدار خبره‌ای است که قبلا برای ارنست اند یانگ، PKF و Deloitte کار می‌کرد. مشیری و علیشیر عثمانوف، شریک کسب‌وکار طولانی‌مدت وی، صاحبان هلدینگ رداندوایت (Red & White) هستند. در آگوست سال 2007 این دو سرمایه‌گذار 14.65 درصد از سهام باشگاه فوتبال آرسنال را از دیوید دین، نایب رئیس سابق این باشگاه، خریداری کردند. در 18 سپتامبر 2007، هلدینگ رداندوایت سهام خود در آرسنال را به 21 درصد افزایش داد و در 28 سپتامبر 2007 به 23 درصد رساند و یک هفته بعد ازآن مشیری حداقل 25 درصد از هلدینگ این باشگاه فوتبال را مطالبه کرد.

امید کردستانی

ارزش دارایی: 1.9 میلیارد دلار

امید کردستانی، بزرگ‌شده تهران، تاجر ایرانی - آمریکایی است که هم‌اکنون به‌عنوان مدیر ارشد کسب‌وکار در گوگل مشغول به‌کار است. وی در گذشته، مشاور ارشد دفتر مدیرعامل و از بنیانگذاران گوگل و به‌عنوان مدیر غیر‌اجرایی در وودافون فعالیت می‌کرد. کردستانی تا 16 آوریل 2009، معاون ارشد رئیس فروش و عملیات گوگل بود. کردستانی یکی از بنیانگذاران بنیاد ارتباطات پارسا، جامعه میراث فارسی، جامعه کارآفرینی و بشردوستانه است.

حسن خسروشاهی

ارزش دارایی: 1.8 میلیارد دلار

حسن خسروشاهی، متولد 1319 در تهران، یک کانادایی ایرانی‌تبار است. وی کارآفرین، خیرخواه و فردی با نفوذ در حوزه کسب‌وکار است. خسروشاهی دارای دو مدرک در رشته‌های حقوق و اقتصاد از دانشگاه تهران است. او به همراه خانواده گروه «پرسیس» را تاسیس کرد. فعالیت این گروه در کسب‌وکار خرده‌فروشی، املاک و مستغلات و صنایع دارویی بوده است. در سال 2012، وی از دانشگاه بریتیش کلمبیا به واسطه کارآفرینی و اقدامات بشردوستانه جایزه دریافت کرد. در سال 1982، فروشگاه‌های زنجیره‌ای الکترونیکی به نام «فیوچر شاپ» را تاسیس کرد. این زنجیره بعدا در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 در سراسر غرب کانادا و انتاریو گسترش یافت. در مارس 2001، شرکت بست بای، مستقر در آمریکا، فروشگاه فیوچرز خسروشاهی را به قیمت 580 میلیون دلار (دلار کانادا) تصاحب کرد. در آوریل 2007، خسروشاهی رئیس هیات امنای موسسه فریزر شد. خسروشاهی همچنین عضو کمیته اجرایی شورای کسب‌وکار بریتیش کلمبیا و از اعضای هیات مدیره صندوق موقوفه اج لیدینگ است.

مانی مشعوف

ارزش دارایی: 1.3 میلیارد دلار

مانی مشعوف، تاجر ایرانی‌ - آمریکایی در دوران نوجوانی به ایالات متحده آمریکا رفت و برای اولین بار در واشنگتن و سپس در سان‌فرانسیسکو مسکن گزید. در آنجا، او به دانشگاه ایالتی سان‌فرانسیسکو رفت و در سال 1966 با مدرک علوم سیاسی فارغ‌التحصیل شد. او بنیانگذار و حال رئیس فروشگاه زنجیره‌ای ‌بی‌بی (bebe) بوده که در حال حاضر دارای 297 شعبه در شمال آمریکاست. او اخیرا به دانشگاه سابق خود در ایالت سان‌فرانسیسکو، قول 10 میلیون دلار کمک داده است.

اسحاق لاریان

ارزش دارایی: 1.1 میلیارد دلار

اسحاق لاریان متولد 1322 در کاشان است. این میلیاردر ایرانی - آمریکایی بنیانگذار و مدیر ارشد اجرایی MEGA Entertainment بزرگ‌ترین کارخانه عروسک‌سازی جهان است. لاریان در 17 سالگی وارد آمریکا شد و پس از فارغ‌التحصیلی از رشته مهندسی عمران، به صادرات کالاهای الکترونیکی مشغول شد. چند سال بعد در سال 2000 وی تصمیم به ساخت عروسک‌های «برتز» گرفت. وی در سال 2004، توسط ارنست اند یانگ، «کارآفرین سال» (در فهرست محصولات مصرفی) نام‌گذاری شد. سه سال بعد یعنی در سال 2007، توسط ارنست اند یانگ «کارآفرین سال» ملی نام گرفت. شعار او «آینده به نفع جسوران» است که در سراسر ساختمان MGA نمایش داده می‌شود.

آرش فردوسی

ارزش دارایی: 400 میلیون دلار

آرش فردوسی متولد هفتم اکتبر 1985، به‌عنوان کارآفرین آمریکایی ایرانی، از بنیانگذاران و رئیس تکنولوژی ارشد شرکت دراپ باکس (Dropbox) است. آرش در سال 2004 از دبیرستان دره آبی در کانزاس فارغ‌التحصیل شد. بعد از آن در موسسه تکنولوژی ماساچوست حضور رساند و روی کسب‌وکار خود متمرکز شد. وی سپس در ژوئن سال 2007 با شریک کسب و کار خود، درو هوستون، در موسسه تکنولوژی ماساچوست، دراپ باکس را راه‌اندازی کرد. در سپتامبر 2007 نیز آرش شرکت خود را به سان‌فرانسیسکو منتقل کرد و سرمایه شرکت را از طریق شرکت‌های کپیتال سکویا، همکاران آکس، وای کامبینیتور و تعدادی از سرمایه‌گذاران فردی انتقال داد.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : shia110
تاریخ : سه‌شنبه 16 تیر 1394
شيرين کاري خبرنگار ایرانی در محل مذاکرات در این رابطه بیشتر بخوانید: http://www.tabnak.ir/fa/news/5

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : shia110
تاریخ : سه‌شنبه 16 تیر 1394


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران